یکی از راهبردهای اصلی موفقیت این است که افراد موفق همیشه دنبال راهنمایی و توصیه ی متخصصان زمینه کاری خودشان هستند. کاری که مشاور پیش از هر چیز براتان انجام میدهد این است که به شما کمک میکند تا بتوانید امکانات رو ببینید به نوعی به شما کمک میکند که بر “ندیدن فرصت و امکان” غلبه کنید، در دام دانستگی نیفتید، منظور این است که فکر نکنید همه چیز را می دانید، اینطوری خیلی از دریچه های جدید رو به روی خودتان می بندید.

هیچکس به حداکثر قابلیت های خودش دست پیدا نمیکند مگر اینکه آموزش ببیند و مربی به او کمک کند. هرگز انتظار نداشته باشید ورزشکاری بدون مربی به بازی های المپیک راه پیدا کند و هرگز انتظار نداریم که هیچ تیم حرفه ای بدون تدبیر وارد میدان بازی شود.

یکی از کارهایی که افراد موفق انجام میدهند، این است که به سفر خودشان در مسیر موفقیت سرعت می بخشند در حالی که در همان نوع برنامه های آموزشی که بهترین ها شرکت می کنند.مربی می تواند به شما کمک کند تا آرزوها و اهداف خودتان رو مشخص کنید، شما رو در طی دوره ی از ترس حمایت میکند، شما رو متمرکز نگه می دارهد، با رفتارهای ناخودآگاه و الگوهای قدیمی شما مقابله می کند،از شما انتظار دارد تمام سعی و تلاشتان را  بکنید، به شما کمک می کند مطابق ارزش ها درس بخوانید، به شما نشان می دهد که چطور از زمان های محدود بیشتر استفاده کنید و خودتان را روی نبوغ و استعداد اصلیتان متمرکز نگه دارید.

در رابطه با مشورت در دین مقدسمان اسلام بسیار توصیه شده است و تا اینجا که خداوند در قرآن کریم مشورت را از اوصاف مؤمنین می دانند و در سوره شوری به برخی از اوصاف مؤمنین اشاره کرده اند و می فرمایند: کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و فرمانهای او را از جان و دل می پذیرند و نماز را بر پا داشته و کار آنها به طریق شوری و مشورت در میان آنها صورت میگیرد ) و اَمرهم شوری بینهم( ..

هر آدمی هرقدر از نظر فکری نیرومند باشد نسبت به مسائل مختلف فقط از یک یا چند بعد به اون نگاه میکند ولی ابعاد دیگه برایشان مجهول می ماند ولی وقتی مشورت مطرح می شود، عقل ها و تجارب و دیدگاه های مختلف به کمک هم می آیند و مسائل کاملاً پخته و کم عیب و بینقص و از لغزش دورتر می شوند بدون مشورت شما تنها چند ایده ی محدود در اختیار دارید اما با مشورت هزاران ایده و دریچه جدید پیش روی شما قرار می گیرد. حالا یک داستان  از اهمیت مشورت در زیرمطالعه می کنیم.

“در روزگار تب طلا، داربی که در مریلند زندگی می کرد بسیار دچار این تب بود به دیار غرب رفت تا با حفاری به ثروت برسد، اون نمی دانست که در مغز انسان طلایی هست، که در هیچ زمینی یافت نمی شود. او  با اخذ مجوز و با بیل و کلنگ شروع به حفاری کرد و بعد از هفته ها کار طاقت فرسا به سنگ های براق رسید و چون وسیله ای نداشت که سنگهای طلا رو بیرون بیاورد. روی محل رو پوشاند و با بستگان و دوستان صحبت کرد و پولی جمع کردند و دستگاه حفاری رو خریدند و اون رو به معدن طلا بردند و شروع به کار کردند، اولین کامیون سنگ استخراج شد و به کوره و کارخانه فرستادند و دیدند از غنی ترین منابع طلای دوران بود و چند تا کامیون کافی بود تمام قرض هاشان را پرداخت کنند. و همین طور که دستگاه های حفاری بیشتر حفر می کردند امیدواری بیشتر می شد تا اینکه رگه طلا بی اولیه ناپدید شد و از معدن طلا دیگه خبری نبود، آنها  به کندن زمین ادامه دادند و مأیوسانه می خواستند رگه طلا را از نو پیدا کنند، اما موفق نشدد و دست از کار کشیدند و دستگاه حفاری رو چند صد دلار فروختن و به مریلند برگشتند. کسی که دستگاه رو خریده بود از یک مهندس معدن خواست تا به معدن نگاهی بندازد، مهندس معدن بازدیدی کرد و گزارش داد که پروژه حفاری معدن به این دلیل شکست خورد که صاحبانش به اصول حاکم بر اون آگاه نبودند. تحقیقات مهندس ادامه پیدا کرد تا اینکه به این نتیجه رسید که رگه طلا مجدداً از 90 سانتی متر پایینتر از آنجایی صاحب قبلی دست از کار کشیده بود شروع میشد و شروع به حفاری کردند و دقیقاً این اتفاق افتاد و فرد جدید که دستگاه حفاری را برای دلالی خریداری کرده بود با یک مشورت صاحب میلیون ها دلار ثروت شد. اون به این حقیقت رسید که قبل از تسلیم شدن و دست از کار کشیدن باید با یک متخصص مشورت کرد، داربی این داستان را شنید و مدتها بعد جبران این زیان خود را کرد وی وارد کار بیمه عمر شد و چون می دونست در 90 سانتی متری طلا کار رو رها کرده بود و سود کلانی را از دست داده بود با خودش گفت این امر دیگر تکرار نمی شود، چون وقتی به اشخاص مراجعه می کنم از آنها جواب نه نمی گیرم و متوقف نمی شوم داربی از جمله افرادی شد که سالانه بیش از یک میلیون دلار بیمه عمر می فروخت و اون این رو مدیون شکستی بود که در معدن طلا خورد.”

این داستان زندگی خیلی از ماهاست اما نتیجه متغیر است، چون برخورد ها متفاوت است. دوستان خوب، دانش آموزان عزیز خیلی وقتها علت شکست این است که در مواجه با مشکلات موقتی متوقف می شویم و کم می آوریم و دست از تلاش بر می داریم ولی آدمای موفق تازه شروع کارشان است و اینکه خیلی وقتا موفقیت در یک قدمی ماست ولی قدم آخر رو بر نمی داریم و اینکه گاهی یک مشورت زندگی آدم را کاملا متحول می شازد. توی همه کارهای تان با فرد متخصص مشورت کنید و برای کنکورتان و تحصیلتان حتما مشاور خوبی داشته باشید البته مشاورتان رو درست انتخاب کنید که مثل داستان زیر نشود.

“مردی با یکی از دوستان خود مشورت کرد که فلانی از من پول قرض می خواهد، آیا صلاح می دانی به او پول قرض بدهم؟

گفت: بلی خیلی بجاست.

آن مرد پرسید: چرا؟

گفت: چون اگر شما به او پول قرض ندهید سراغ من می آید.”

به توصیه های مشاور خودتان عمل کنید، مشاوران دوست ندارند وقت خودشان رو تلف کنند، چون به اهمیت زمان پی برده اند و بیشتر وقت خودشان را در اختیار افرادی که با آنها در ارتباط اند قرار می دهند. تا به موفقیت برسانند. وقتی از آنها راهنمایی میخواهید آنرا دنبال کنید، روش هایی را که بهتون ارائه می کنند رو بررسی کنید و سوالاتتان را مطرح کنید تا مطمئن شوید که آن روش را متوجه شده اید و به روش های پیشنهادی عمل کنید.

گروه آموزشی دانو – دنیای آموزش نوین